close
تبلیغات در اینترنت
مطلب طنز
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

سایت تفریحی ناقلا

اگه یک استاد باحال ندیدی بخون ؟!

 از اساتیدمون میگفت: "یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت.یه روز دخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون....
قضیه به گوش استاد رسيد (ميدونيد كه، توسط عده اي از آقا پسرهاي جان بر كف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمي دیر اومد سر کلاس و براي توجيه دير آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن!دخترا پا شدند كه برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!! "

ادامه مطلب
بازدید : 175 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:48 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

آبادانی ها و مهارت در شمشیربازی !!

مهارت شمشير زني:
تو آبادان يه مسابقه مهارت شمشير زني ميذارن . بعد از مسابقه خبرنگار
با سه نفر اول مصاحبه می کنه ....
اول ميره سراغ نفر سوم:
شما چي شد که نفر سوم شدي ؟
نفر سوم یه مگس رو تو هوا با شمشير دو نصف ميکنه .....
خبرنگاره ميره سراغ نفر دوم . نفر دوم هم یه مگس به خبرنگار نشون ميده با شمشير تو
هوا دوتا بالشو میزنه ....
خبرنگار هاج و واج مي مونه که نفر اول چه شاهکاريه ؟
به نفر اول که همشهریم بوده ميگه شما چه مهارتي نشو ن دادي؟ جاسم يه مگس نشونش
ميده با شمشير تو هوا مگس رو ميزنه...مگسه اول ميفته زمين بعد بلند ميشه دوباره
پرواز ميکنه...
خبرنگارمیگه ...اين که رفت!
جاسم میگه رفت ... ولی دیگه هیچوقت بچه دار نمیشه ....

ادامه مطلب
بازدید : 154 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:47 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟

>>دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟؟
>>
>>
>>دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان
>>
>>
>>دقــــــــــــــــت کردین:
>>یک سری از کارهای اداری هست که هیچ وقت لازم نیست خود آدم انجامشان بدهد. اطرافیان زحمت اش را می کشند. یکی از آن کارها گرفتن شناسنامه آدم است، دیگری هم باطل
>>کردن اش
>>
>>تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟
>>شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه,
>>بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره,
>>بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره. . . . . .
>>
>>دقت کردین تو فیلمای خارجی پلیس شش تیغ کرده و مرتبه و کلت دستشه و مجرم ریشو نامرتبه و کلاشینکف دستشه اما تو فیلمای ایرانی این موضوع کاملا برعکسه...

ادامه مطلب
بازدید : 163 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:47 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

ساده ترین تقسیم انواع زن ؟!

 زنها کلا به 5 گروه اصلی تقسیم می شوند:

گروه اول: زنها یی که مردها رو بدبخت می کنن.

گروه دوم: زنهای هستند که اشک مردها رو در میارن.

گروه سوم: زنهایی که جون مردها رو به لبشون می رسونن.

گروه چهارم: زنهایی که کاری میکنن مردها روزی 18 بار آرزوی مرگ کنن.

گروه پنجم:زنهایی هستند که به اشتباه فکر می کنن جزو هیچ کدام ازین گروه ها نیستند

ادامه مطلب
بازدید : 160 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:42 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

فال طنز ازدواج پسران مجرد!!!

فروردين : 46 بار به خواستگاري ميري و جواب رد مي شنوي اما در 47 امين بار در حاليكه در اوج نااميدي هستي جواب بله رو ميگيري و در كنار همسرت سالها به خوبي و خوشي زندگي مي كني.

 

ارديبهشت : تا يكسال ديگه با دختر مورد علاقه ات ازدواج مي كني اما هنوز به شش ماه نكشيده بينتون اختلاف مي افته و كار به طلاق مي رسه . دختره مهريه اش كه 3000 سكه طلا هستش رو اجرا مي زاره و تو به زندان مي افتي تو زندان معتاد ميشي و هرويين مصرف مي كني و بعد از چندسال تحمل سختي و رنج در گوشه زندان ميميري.

 

خرداد : تا دو سال ديگه ازدواج مي كني و با يك دختر بسيار زيبا كه خيلي هم دوستش داري اما شب عروسي موقعي كه مي خواي بري رو تخت پات به لبه تخت گير مي كنه و مي افتي سرت مي خوره به پايه تخت و درجا ميميري

 

تير : ازدواج موفقي خواهي داشت و در تمام دوران زناشويي بمعناي كامل كلمه زن ذليلي . تمامي كارهاي خانه از قبيل پختن غذا و شستن ظرفها و جاروب زدن خانه و شستن لباس بچه ها با تو هستش . خانومت هميشه با شيلنگ تو رو كتك مي زنه . اگه غذايي كه مي پزي بد مزه باشه زنت قابلمه رو به فرقت مي كوبه .

 

مرداد : احتمالاً بختتو بستن به خواستگاري هر دختري كه ميري به هفته نكشيده يه خواستگار عالي واسش مياد و عروس ميشه . كم كم معروف ميشي به بخت گشاي دختراي ترشيده .

 


ادامه مطلب
بازدید : 161 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:42 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

ای عزب! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر !

چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم.

ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:

« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ».

رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید:

« مدرک تحصیلی ات چیه ؟ »

گفتم:« دیپلم تمام !»

گفت:« بی سواد ! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه »

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم ؛ رفتم خواستگاری؛

پدر دختر پرسید: « خدمت رفتی ؟ » گفتم: « هنوز نه »

گفت: « مردنشده ی نامرد! بزدل! ترسو! سوسول!  پاشو برو سربازی ! »

رفتم دو سال خدمت سربازی رو انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛

مادر دختر پرسید: « شغلت چیه ؟»

گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »

گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار !»

رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند: « سابقه کار می خواهیم »

رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم »

دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم »

برگشتم؛ رفتم خواستگاری

گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی »

گفتند: « برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند

گفتند: « باید متاهل باشی ! »

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی »

گفتند: « باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی »

رفتم گفتم: « باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم » گفتند:« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم »

برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم ...

ادامه مطلب
بازدید : 179 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:42 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

میدونید عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی چه بود ؟!

بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:

مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه

 

ادامه مطلب
بازدید : 162 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:41 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

ورژن جدید پ ن پ به زبان شیرین آذری

پ  نه  پ – ترکی

۱-آناما دیدیم کئ واختئ دی کئ بیرلیک لیقدن چئخیم! هر نمه اولسا منیم یئریمی آلتی یاشیم باردی. آنام دیدی: آتاسئ یانان ! یعنی خاتین ایستین سن! دیدیم: ب – یو – ب ! بیر قارداش توپولوق موپولوپ ایستئ یم ! لیک ایزوم اولمئ یه آتاما دیز دئ ییم!!

(۱-به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه ازتنهایی دربیام،هرچی باشه بیست و شش سالمه مامان میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته! ؟  میگم: پـَـَـ نَ پـَـَــــ . یه داداش توپول موپول می خواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم!!)

 

۲-گئتميش ايدودی خالا اوغلوما ائلچي لیغچون، قيز چاي گتيريب، خالا اوغلوم باشين ساليب آشاغي، ياواشجا دئديم : اوتانيسان؟ قاييديب دئيير: ب - يو -ب. يئره قيزيل تؤكوبلر فيكيرلشيرم نجور اونلاري ييغا بيلرم.!

(۲- رفته بودیم برای پسر خاله ام خاستگاری کنیم. دختر خانم چای آورد، پسر خاله سرش را پایین انداخته و به فکر فرو رفته بود، یواشکی به او گفتم :بیدارید و اورا می شناسید. برگشت و گفت: پـَـــ نــه پـَـــ . روی زمین طلا ریخته است درفکر این هستم که چطوری آنهارا می توانم جمع کنم!

 

۳- قونشونون چاغاسئ(اوشاغي) قاچا-قاچا گليب آناسينا دئيير:آنا منه پول بئر( وئر)؟ آنا دا دئيير: گئديسن قا- قا آلاسان؟ ب - يو - ب. سرمايه ييغير گئدير توكان آچا!!

(۳-بچه مهمان دوان – دوان آمده به مادش می گوید: مادر به من پول بده! مادرش می گوید: می خواهید بروید قا - قا بخرید؟ پـَـــ نــه پـَـــ . می خواهد سرمایه جمع کند تا مغازه باز کند!! )

 

۴-دورموشام خيياوان قيراغيندا آلما ساتيرام، بير كيشي ماشيندان دوشوب گليب دئيير: بي ساتيرسان؟ دئديم:‌ب -يو - ب. قويموشام بيردن يولدان كئچن لر آجيخاندا يئسينلر منده باخام !!

(۴- درکنارخیابان ایستاده سیب می فروشم، مردی ازاتوموبیلش پیاده شده و نزدیک می آید و می گوید: آقا اینارو می فروشید؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ . سیبها را اینجا گذاشته ام تا رهگذران مجانی بخورند و من تماشا کنم!! )

 

۵- بایرام گئجه سئ آتاما دیدیم: ماشینئ ائرتینگ قه یئرتینگ گئده ئ سفره. آتام دیدئ : موتورنو؟ دیدیم:ب – یو – ب. آغیزنئ!!

(۵-دم عیدی به بابام میگم واسه مسافرت برو ماشینو سرویس کن. میگه موتورشو؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دهنشو!!).

ادامه مطلب
بازدید : 67 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

خطر برق گرفتگی !! غضنفر رو برق گرفت مُرد !!!

چی

وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده. او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!
(ستاد کمک به ادامه زندگی)


کرایه تاکسی


توی تاکسی نشسته بودم، دو تا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.
نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون... یکی گفت:
به خدا اگه بزارم دست تو جیبت بکنی! من حساب میکنم...
بعد از راننده پرسید : ببخشید چقدر شد؟
راننده: هزار تومن !
یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمــــــی ؟؟!!
راننده گفت : جـــان ؟
مرد : گفتم آدمی یا نه؟
راننده گفت : حرف دهنتو بفهم درست صحبت کن!
یارو دوباره گفت: نه.. آدمی؟؟!
راننده هم با عصبانیت ترمز کرد برگشت عقب گفت : نــــــــه ... فقط تو آدمی!
یارو گفت : یعنی چی؟ من میگم آدمی هزار تومن؛یا دوتاییمون باهم هزار تومن!!


آگهی فوت
 

غضنفر میمیره، آگاهی‌ فوتشو میزنن به دیوار، توی انتخابات نفرِ اول میشه.


ادامه مطلب
بازدید : 77 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه...

واسه بازی پرسپولیس و فولاد رفته بودم استادیوم ، اخرای بازی بود که یکی از دوربینهای صدا سیما زوم کرده بود روی من بیچاره و داشت زنده ، تصویرم رو پخش میکرد!!
من از خدا بیخبر هم انگشتم رو تا ته کرده بودم تو دماغم و 360 درجه میچرخوندم ... بعد انگشتم رو در اوردم و مالیدم به لباس نفر کناریم!!
بعد از چند لحظه مهرناز باهام تماس گرفت و با گریه بهم گفت :
خاک تو سرت ، بی فرهنگ.! فقط میخواستی ابروی من رو جلو دوستام ببری... دیگه یه لحظه هم نمیخوام ببینمت!! تا اومدم بگم چی شده زرتی قطع کرد!!هنوز گوشیم رو تو جیبم نزاشته بودم که بابام تماس گرفت و گفت:حالا به جا دانشگاه میپیچونی میری فوتبال ببینی اره !!! امشب اومدی خونه اون دماغت رو صاف میکنم ، پسره ی بی شخصیت!!
اونم زارت قطع کرد!!
دوباره گوشیم صداش در اومد. اینبار جاسم بود... دوستم.. گفت:
اقا چه صحنه ای بود... کلی خندیدیم با بچه ها... یادت باشه اومدی یه دکتر زیبایی بهت معرفی کنم ، اون دماغت رو عمل کنی!!
زارت قطع کرد!!
هنوز تو شوک حرفای این سه نفر بودم که دیدم ، نفر کناریم داره با عصبانیت نگام میکنه و یهو یه کشیده ی محکم خابوند تو گوشم و گفت:
تا تو باشی دفعه ی بعد اشغالای دماغت رو با لباس این و اون پاک نکنی!!
.
.
.
یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه...

 

ادامه مطلب
بازدید : 63 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:35 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

پَ نَ پَ این یه دونه خارجیه مدل Black Edition !

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟

پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار

سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

فرشو پهن کردیم پشت بوم ، همسایه میگه شستین گذاشتید خشک بشه ؟

گفتم پَ نَ پَ انداختیم ویتامین D جذب کنه تا رنگ گُلاش ثابت بمونه !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

غذا مونده روی گاز خاکستر شده

اومده میگه سوخته ؟ گفتم پَ نَ پَ بیش از حد جا افتاده !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

ادامه مطلب
بازدید : 69 تاریخ : پنجشنبه 16 آذر 1391 زمان : 12:35 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن و بعد از آن

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

ادامه مطلب
بازدید : 62 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:21 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

چه بلایی سرتان می آید؟ اگه زن شما رئیس تان بشود!

تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما ، در محل کارتان ، رئیس شما بشود ، چه عواقبی خواهد داشت ؟
اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید ، این مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنید !

اگر یکروز ، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید ...
واکنش همسر/رئیس شما : این چه موقع اومدن به سر کاره ؟ می دونی ساعت چنده ؟ چرا اینقدر دیر اومدی ؟ چیکار می کردی ؟ کجا بودی ؟ با کی بودی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !


اگر یکروز از ارباب رجوع ، زیر میزی یا همان رشوه ، دریافت کنید ...واکنش همسر/رئیس شما : این چه کاری بود که تو کردی ؟ چرا این کار رو کردی ؟ مگه حقوق خودت برات کافی نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اینقدر رفته بالا ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

ادامه مطلب
بازدید : 63 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:21 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

در طول تاریخ زندگی دختران ایرانی چگونه است ؟!

>سال ۱۲۳۰:>مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

>زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

>مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

>– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

>سال ۱۲۸۰:>مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که
بمیری دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر
من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخوای
درس بخونی؟؟؟

>زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

>مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

> بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

ادامه مطلب
بازدید : 88 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:21 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

فیلم های فیس بوکی .....

فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.


اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی:
اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.

اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی:
اینكه به بهشت بری یا به جهنم.

اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی
كه وقتی برای نگرانی نداری!

پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!

امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی ♥

ادامه مطلب
بازدید : 98 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:10 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

مجموعه سوال كنكور متاهلين‎ لو رفت !!

1- چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !
2 - اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا... بقای عمر ? تای دیگر باشه !
3- ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !

ادامه مطلب
بازدید : 59 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:10 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

از ماجراي عشقمان، موهايم روسفيد بيرون آمدند.....

 1_عجب زمانه اي، شير ها پاکتي اند، پلنگ ها صورتي اند، قهرمانان دوپينگي اند و عشق ها ساعتي!

2_حالم را به هم نزن، غم هايم به تازگي ته نشين شده است.

3_خاطره جايي براي « رويا» باقي نگذاشت.

4_دهانم پُر از حرف است، حيف با دهان پُر نبايد سخن گفت.

5_ آن قدر بي سواد بود که ستون هاي افقي و عمودي جدول به ريشش خنديدند.

6_ آن هایی که با وعده دلخوشند , نبايد از آينده بيمناک شوند.

7_ اگر تمام گل هاي دنيا را هم به پايش بريزم باز هم کم است، چون پاهاش خيلي بو ميده!

8_ هميشه قبل از خودم شستم خبردار مي شود.

9_ لوازم آرايش به لوازم جادويي تغيير نام داد.

10_کسي که از واقعيت ها بهره مي گيرد رباخوار نيست.

11_پرنده پس از فرار از قفس، از بهار نشان لياقت گرفت.

12_قلمي که مغز ندارد، حتما آبرويت را خواهد برد.

13_آرايشگر به قدري سرم را سرسري تراشيد که نتوانستم سري توي سرها در بياورم.

14_ خودروها تکامل پيدا کرده اند؛ اما خيلي از آدم ها هنوز انسان نشده اند.

15_ بعضي از خانم ها از ترس پيري پا به «سن» نمي گذارند.

16_ بعضي ها براي سربلندي ديگران تا کمر خم مي شوند.

ادامه مطلب
بازدید : 63 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:5 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

به نظر شما فقط یک ایرانی میتونه ؟!

فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟

******

فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازيک سال بعد از مهاجرتش به يه کشور ديگه، زبان ياد بگيره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!

******

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

******

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره عید دیدنی بعد از خوردن دو کاسه آجیل و شیرینی و انواع تنقلات پرکالری و در ادامه خوردن شام با مخلفات موقعی که به خوردن نوشابه یا دوغ میرسه جهت حفظ سلامتی دوغ رو انتخاب میکنه!

******

يكى از سرگرمى هاى خاص مردم ايران اينه كه :وقتى از مطب دكتر ميان بيرون،حساب كنن ببین اين دكتره روزى چقد درآمد داره!

******

فقط یه ایرانی میتونه واسه یه خونه اجاره ای 40 متری یه تلویزیون ال ای دی 60 اینچی با سینما خانگی 8000 وات بیسیم بذاره!!!

******

ادامه مطلب
بازدید : 56 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:5 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

یک نظرسنجی کاملا علمی !! از دانشجویان جدید و ترم آخر!

طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.

جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…



رییس دانشگاه1)مردی فرهیخته و خوشتیپ

2)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم

یک وعده غذای سلف1)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک

2)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز


ادامه مطلب
بازدید : 67 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:4 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

یه بار یارو نصفه شب مزاحم شده بود ...

به پسرعموم ميگم کنکور ارشد چيکار کردي بلاخره شيريني ميدي يا خرما؟


ميگه شيريني خرمايي
ميگم چطور مگه؟!!

ميگه آخه مجاز شدم ولي رتبم زياد خوب نيس!!!


Doctors Carrying Heart Stretcher - PowerPoint Animation

ادامه مطلب
بازدید : 52 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:0 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خوشگل و ناز توی یه سانتافه بود...

به داداش کوچیکم میگم یکم ورزش کن مثل من هیکلت ورزشکاری بشه.


برگشته بهم میگه:
تو که هیکلت مثل آدم دست راستی میمونه که با دست چپ نوشته باشه!!!!!!!!


Doctors Carrying Heart Stretcher - PowerPoint Animation



ادامه مطلب
بازدید : 76 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 21:0 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

دقت کردین وقتی به یک دختر تیکه میندازین و .....


یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا.

تنهام زندگی میکنه!

واسه تعطیلات برگشته ایران ...

خواست بره کیش با دوستش ، باباش اجازه نداد!

گفت نمیذارم تنها بری مسافرت!

یعنی باباش تا این حد متعصبه


Animated Gif Simbols (19)




ادامه مطلب
بازدید : 52 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 20:56 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

این چیزها را فقط تو ایران میبینی ؟!!

· به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!
· هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!


· اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!






· قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!


· خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!


· فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!


ادامه مطلب
بازدید : 47 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 20:56 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

شیوه های مخ زنی در کشورهای مختلف!!

فرانسه : پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!
دختر: با کمال میل موسیو!
ایتالیا :پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!
انگلیس :پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

ادامه مطلب
بازدید : 74 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 20:56 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

برای حالگیری از دخترها و زنها چه بگوییم ؟!!

گر بمیرد دختری از قبر او روید گلی!

گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود !

*******************

خداوند زمین را آفرید و گفت :

به به چه زیباست.سپس مرد را آفرید و گفت : جانمی این دیگه آخرشه !

و بعد هم زن را آفرید و با کمی اخم گفت : اشکالی نداره آرایش میکنه !!!

*******************

فردوسی حکیم بزرگ ایرانی که همه قبولش دارن میگه:

که پیش زنان هرگز راز مگوی ، چو گویی ، سخن بازیابی به کوی !

*******************

زنان را نباشد به جز یک هنر نشینند و زایند شیران نر !

*******************

ارنست همینگوی:

زن ها جنگ ها را شروع می کنند و مردها آن ها را ادامه می دهند !

*******************

مردها و زن ها دست کم در یک مورد اتفاق نظر دارند. هیچ کدام به زن ها اعتماد ندارند!

ادامه مطلب
بازدید : 80 تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391 زمان : 20:44 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

نامزد آزاری و بهترین روش ها برای آن !!!

* اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر هوتن نام بودن نامزدتون …!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟



* می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره. من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم. به نامزدتون زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبک ایرونى رو ببینید.

* تا نامزدتون یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟…یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح برا نامزدتون تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.


* آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی نامزدتون رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.


* عکس های دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید به نامزدتون نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

* موقع تولد نامزدتون جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

ادامه مطلب
بازدید : 47 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:46 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

می دونی اگر میشد چی میشد


نگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام


آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه


موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی


خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله


شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری


پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن


ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب

ادامه مطلب
بازدید : 76 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:46 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

وصیت نامه یه پنگوِئن به پسرش

صیت نامه یه پنگوئن به پسرش:


پسرم...من این رو در حال فرار از دست یه شیر دریایی مینویسم.

... فقط این رو بدون:

اگه طبیعت تو رو انداخته وسط قطب جنوب،
و هم زمان خشتکت رو تا این حد پایین قرار داده که نتونی بدوی،
و تنها وسیله ی دفاعیت رو دوتا بال قرار داده
که روی هم مساحتشون اندازه یه دمپایی نمیشه،
بدون که طبیعت میخواد چیزی رو بهت بگه...
میخواد اینو بگه که تو فقط یه منبع غذایی هستی!..

Animated Gif Simbols (19)

ادامه مطلب
بازدید : 51 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:46 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

جامع تزین خود آموز به هم زدن خواستگاری

وق العاده کاربردی و صد البته مخرب !
در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم
خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!

روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان

▪هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.

▪اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول “جوراب های جادویی” استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.

▪شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!

▪حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید بگویید “راضی به زحمت نیستیم… شام چرا… حالا وقت هست…” این طوری آنها ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می پذیرید.

▪جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است. همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.

▪در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به هوا بازی کنید.

▪بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.

▪به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و… حرف بزنید حتی می توانید خاطره تعریف کنید.

ادامه مطلب
بازدید : 83 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

دانشگاه ها و دانشجویان محترم و فحش های این دوران

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ( امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)


دانشجوی تهران جنوب:
(.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد )


دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)

ادامه مطلب
بازدید : 48 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

بیچاره دختر پسرا !!!!

بیچاره دختر ؟؟؟؟
اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!
اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه!
اگه مودبانه حرفبزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه!اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!
اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!
اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگهاروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه!
اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !
اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه…………چکار کنه بمیره خوبه؟


ادامه مطلب
بازدید : 60 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

بانک ملی پیش فروش مرغ را آغاز کرد + تصویر

بانک مرکزی اعلام کرد به منظور کنترل بازار، طرح پیش فروش 4 و 6 ماهه مرغ از فردا در تمامی شعب بانک ملی در سراسر کشور آغاز می شود.

روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، پیش فروش مرغ از تاریخ 1391/4/25 از طریق شعب بانک ملی ایران در سراسر کشور اجرا خواهد شد. طرح پیش فروش مرغ به صورت نامحدود بوده و‌ بر اساس دستورالعمل، قیمت هر کیلو مرغ به صورت هفتگی از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به بانک ملی اعلام می گردد.

ضمناً، پیش فروش مرغ در سر رسیدهای 4 یا 6 ماهه امکان پذیر می باشد و پس از طی دوره 4 یا 6 ماهه مندرج در قرار‌داد، مرغ تنها از طریق همان شعبه ای که پیش فروش توسط آن صورت پذیرفته به فرد متقاضی تحویل می گردد.

شایان ذکر است، قیمت پیش فروش هر کیلو مرغ برای هفته جاری برای تحویل چهار ماهه، معادل مبلغ چهل و هفت هزار (47000) ریال و برای تحویل 6 ماهه معادل مبلغ چهل و سه هزار و پانصد(43500) ریال تعیین شده است. قیمت های مذکور بدون احتساب مالیات بر ارزش افزوده است و این مالیات در هنگام تحویل مرغ از متقاضی دریافت خواهد شد.

ادامه مطلب
بازدید : 49 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

دختر و پسر ناقلا

یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود. آن قدیم ها که هنوز مدرسه اختراع نشده بود، مردم بچه هایشان را می فرستادند که بروند در مکتب درس بخوانند. در همان قدیم ها یک میرزای مکتب داری بود که توی ولایت غربت مکتب داشت و بچه ها را درس می داد.

یک روز یک پدر و مادری آمدند اسم دخترشان را توی مکتب نوشتند.همان روز یک پدر و مادر دیگری هم آمدند و اسم پسرشان را در مکتب نوشتند. وقتی مکتب خانه باز شد و بچه ها آمدند و نشستند،از قضای روزگار چشم پسر و دختر به هم افتاد و یک دل نه صد دل عاشق هم شدند( بنده نگارنده که چندین نوبت در دانشکده زانوی تلمّذ بر زمین زده، یا به عبارت امروزی تر،نشیمنگاه تلمّذ بر نیمکت و صندلی نشانده، در همین جا پیشدستی کرده و هر گونه شباهت میان این دختر و پسربا هر دختر و پسر دیگر را تصادفی و اتفاقی اعلام می نماید.رونوشت به مسئول محترم داداگاه مطبوعات،جهت درج در پرونده احتمالی!)

 

باری، این دختر و پسر، هر روز در مکتب می نشستند و زُل می زدند توی چشم همدیگر و مثل فیلم های هندی، آه های جانسوز می کشیدند.میرزای مکتب دار دید اینطور نمی شود درس داد.این شد که مکتب را دو شیفته کرد.گفت پسر ها صبح ها بیایند و دختر ها بعد از ظهر .اما بشنو از پسر که وقتی ظهر درسش تمام می شد ، می رفت می ایستاد توی کوچه، پشت پنجره مکتب خانه و زُل می زد به دختر و هِی از ته دل آه جانسوز می کشید. دختر هم از توی مکتب به پسر نگاه می کرد و آه جانسوز می کشید.

 

میرزای مکتب دار که دید با این روش هم کاری از پیش نمی رود، تصمیم گرفت دختر و پسر را بنشاند کنار هم، ببیند دردشان چیست. باری، یک روز که کلاس تعطیل شد، گفت دختر و پسر فوق الذکر بمانند. بعد رو کرد به آن دو و گفت: «یک ماه است که شما دو نفر مرا از کار و زندگی انداخته اید. یا همین حالا بگویید چه مرگتان است یا می گویم پدر و مادرتان بیایند و تکلیفتان را روشن کنند.»

 

ادامه مطلب
بازدید : 60 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

به نظراو ، من و تو دانشجو چه کسی است؟!

از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه :
- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ،
پرداخت به موقع شهریه است .

- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )

- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد

- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .

- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .

- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه .

- هر چی استاد و مسئولین دانشگاه
گفتن بگوید چشـــــــــــم .

- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!



از دید اساتید محترم و زحمتکش :
- سر کلاس سکوت رعایت شود .

- سوالات سخت مطرح نشود .

- هر کس بیش از 4 جلسه غیبت کند بی تربیت میباشد در نتیجه حذف .

- کسی تیکه نیندازد .

- افراد آخر کلاس ، ندید حذف

- تقلب = مرگ

- پروژه شما کپی است ، نمره بی نمره

- نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین درس بخونین .

ادامه مطلب
بازدید : 44 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

فیس بوک بین پسران و دختران و فرق فاحش در آن !! / تصاویر

فرق فاحش در فیس بوک بین پسران و دختران ، کاریشم نمیشه کرد ...
وقتی یه پسر تو فیس بوک رو وال مینویسه :
 

 
 
و حالا دخترا
 

ادامه مطلب
بازدید : 70 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

اعترافات یک شیطان زمینی

دو سال پیش من شبا با لیزر گربه هارو اینور اونور میبردم یعنی لیزر مینداختم یا ملتو سر کار میذاشتم یا گربه هارو اذیت میکردم هر شب کارم این بود مثلا میندازی کنار گربه میدوه دنبالش بعد بندازی اونور لیز میخوره
اگر هم لیزر روی دیوار بندازی گربه فاصله میگیره با سرعت تمام میاد میپره میخوره تو دیوار!
خلاصه یه شب دعوا شده بود تو کوچه ساعتای یک دو بود پلیس هم اومده بود من داشتم با گربه ها بازی میکردم از تو بالکن ملت هم اونجا وایسادن یه باره یه فکر شیطانی زد به سرم لیزر انداختم روی ک و ن این پلیسه گربه خیز گرفت با تمااااااام سرعت از او سر کوچه دوییییییید اومد بپره سمت لیزر پلیسه چرخید سوار ماشین بشه دید گربه رو هوا داره باااااا تمام سرعت میره سمتش لامصب قفل کرده بود پلیسه در همین حین گربه با کله رفت اونجای پلیسه حالا پلیسه از درد افتاد رو زمین گربه هم فرار منم داشتم درو دیوارو گازمیزدم همکارش سوار شد دید پلیسه نیست هنگ کرد اومد گشت دید همکارش رو زمین خودشو پیچونده تو خودش بعد برش داشتن خوابوندنش صندلی عقب ماشین بردنش اونشب تا صبح من تو بالکن فقط درو دیوار میجووییدم

اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم، موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم، سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم. اعتراف می کنم تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت!

ساعت 2 شب ظاهرا همه خواب بودن!رفتم تو حیاط یه سیگار کشیدم و بعد از 5 دقیقه اومدم که بخوابم،نیم ساعتی گذشته بود که داداش کوچیکم(13 ساله)که کنار خودم میخوابه زد رو شونم و اجازه گرفت یه چیزی بگه!منم گفتم گوش میکنم بگو،گفت:دیروز تو موبایل دوستم عکس ریه یه آدم سیگاری رو دیدم،وقتی اومدی بخوابی بوی سیگار میدادی!وقتی تصور میکنم که ریه های تو هم مثل اون عکس سیاهه از ترس و ناراحتی خوابم نمیبره!!!از اون شب دیگه سیگار نکشیدم

من از بچگی دوست داشتم آتش نشان شم هم هیجانیه هم واقعا برای جامعه مفیده... بعد به همین دلیل کبریت رو روشن می کردم مینداختم رو موکت اتاقم ، بعد وای میستادم تا خودم با خودم تماس میگرفتم به محل اعزام میشدم بعد با جوراب آتیش رو خاموش میکردم..

مامانم عينكش به چشمشه بعد داره تو كيفش تند تند دنبال عينكش ميگرده..خالم زل زده تو صورتش ميگه عينكتو نياواردي بيا مال منو بزن!


 

ادامه مطلب
بازدید : 46 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

پسر ها به چند دسته تقسیم و دختر ها ...

پسرها به چند دسته تقسیم می شوند:دسته اول فرهنگ بالا دارنددسته دوم تحصیلات عالی دارنددسته سوم اخلاق نیکو دارنددسته چهارم شخصیت باوقار دارنددسته پنجم خانواده درست حسابی دارنددسته ششم شغل شریف دارنددسته هفتم چهره زیبا دارنددسته هشتم محبت بی اندازه دارنددسته نهم صداقت بی ریا دارندو دسته آخر که هیچ کدوم از موارد بالا رو ندارند ، ماشین مدل بالا دارند!و ما هم بسیار خوشحال و خرسندیم که خواهران هموطن ما اگرچه با صرف هزینه های هنگفت و میلیونی خود را پلاستیکی می کنند ولی آنقدر کم توقع هستند که از پسران نه تحصیلات و نه شعور و نه احساس و نه شخصیت را طلب می کنند و به جایش فقط و فقط تیکه ای فلز هفتاد میلیون تومانی را می خواهند که مسلماً بدست آوردنش برای پسر ها بسیار آسانتر از کسب معرفت و شخصیت و تحصیلاته!
به سلامتی دخترای ایرانی که خیلی سطح پایین البته از نظر توقع هستند

ادامه مطلب
بازدید : 54 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

آخرین کلمات یک برقکار

آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی : من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…

آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…

آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز : گفتی تا چند بشمرم؟

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد…

ادامه مطلب
بازدید : 46 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:35 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()

پیوند مغز

پیوند مغز


بالاخره دکتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی .

دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود

گفت :"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم ,

تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ."

"این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه

ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره,

بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین ."


ادامه مطلب
بازدید : 43 تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 زمان : 14:10 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 499
  • آی پی امروز : 10
  • آی پی دیروز : 6
  • بازدید امروز : 24
  • باردید دیروز : 17
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 24
  • بازدید ماه : 460
  • بازدید سال : 9,247
  • بازدید کلی : 68,742
  • مطالب