close
تبلیغات در اینترنت
داستان امروز (2/9/91)
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

سایت تفریحی ناقلا

داستان کوتاه پنج دقیقه در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند.زن رو به مرد کرد و گفت پسری…

داستان امروز (2/9/91)

داستان کوتاه پنج دقیقه

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند.

زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می رود پسر من است .

مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی میکرد اشاره کرد .

مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد :...

سامی وقت رفتن است .

سامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟

مرد سرش را تکان داد و قبول کرد .

مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند .








براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
درباره : داستان روز , لیست کامل داستان روز ,
برچسب ها : داستان , داستان روز , داستان روز جالب , داستان روز باحال , داستان روز جدید , داستان باحال , داستان جدید , داستان جالب , دستان پند آموز , داستان روز پند آموز , داستان روز آموزنده , داستان آموزنده ,
بازدید : 47 تاریخ : پنجشنبه 02 آذر 1391 زمان : 17:42 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 499
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 34
  • باردید دیروز : 27
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 316
  • بازدید ماه : 909
  • بازدید سال : 5,579
  • بازدید کلی : 65,074
  • مطالب