close
تبلیغات در اینترنت
دختر و پسر ناقلا
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

سایت تفریحی ناقلا

یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود. آن قدیم ها که هنوز مدرسه اختراع نشده بود، مردم بچه هایشان را می فرستادند که بروند در مکتب درس بخوانند. در همان قدیم ها یک میرزای مکتب داری بود که توی ولایت غربت مکتب داشت و بچه ها را درس می داد. یک روز یک پدر و مادری آمدند اسم دخترشان را توی…

دختر و پسر ناقلا

یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود. آن قدیم ها که هنوز مدرسه اختراع نشده بود، مردم بچه هایشان را می فرستادند که بروند در مکتب درس بخوانند. در همان قدیم ها یک میرزای مکتب داری بود که توی ولایت غربت مکتب داشت و بچه ها را درس می داد.

یک روز یک پدر و مادری آمدند اسم دخترشان را توی مکتب نوشتند.همان روز یک پدر و مادر دیگری هم آمدند و اسم پسرشان را در مکتب نوشتند. وقتی مکتب خانه باز شد و بچه ها آمدند و نشستند،از قضای روزگار چشم پسر و دختر به هم افتاد و یک دل نه صد دل عاشق هم شدند( بنده نگارنده که چندین نوبت در دانشکده زانوی تلمّذ بر زمین زده، یا به عبارت امروزی تر،نشیمنگاه تلمّذ بر نیمکت و صندلی نشانده، در همین جا پیشدستی کرده و هر گونه شباهت میان این دختر و پسربا هر دختر و پسر دیگر را تصادفی و اتفاقی اعلام می نماید.رونوشت به مسئول محترم داداگاه مطبوعات،جهت درج در پرونده احتمالی!)

 

باری، این دختر و پسر، هر روز در مکتب می نشستند و زُل می زدند توی چشم همدیگر و مثل فیلم های هندی، آه های جانسوز می کشیدند.میرزای مکتب دار دید اینطور نمی شود درس داد.این شد که مکتب را دو شیفته کرد.گفت پسر ها صبح ها بیایند و دختر ها بعد از ظهر .اما بشنو از پسر که وقتی ظهر درسش تمام می شد ، می رفت می ایستاد توی کوچه، پشت پنجره مکتب خانه و زُل می زد به دختر و هِی از ته دل آه جانسوز می کشید. دختر هم از توی مکتب به پسر نگاه می کرد و آه جانسوز می کشید.

 

میرزای مکتب دار که دید با این روش هم کاری از پیش نمی رود، تصمیم گرفت دختر و پسر را بنشاند کنار هم، ببیند دردشان چیست. باری، یک روز که کلاس تعطیل شد، گفت دختر و پسر فوق الذکر بمانند. بعد رو کرد به آن دو و گفت: «یک ماه است که شما دو نفر مرا از کار و زندگی انداخته اید. یا همین حالا بگویید چه مرگتان است یا می گویم پدر و مادرتان بیایند و تکلیفتان را روشن کنند.»

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
درباره : مطالب طنز , لیست کامل مطالب طنز ,
برچسب ها : دختر و پسر ناقلا , مطلب طنز ,
بازدید : 63 تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 زمان : 13:36 نویسنده : emadirannezhad نظرات ()
مطالب مرتبط
  • اگه یک استاد باحال ندیدی بخون ؟! اگه یک استاد باحال ندیدی بخون ؟!
  • آبادانی ها و مهارت در شمشیربازی !! آبادانی ها و مهارت در شمشیربازی !!
  • تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟ تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟
  • ساده ترین تقسیم انواع زن ؟! ساده ترین تقسیم انواع زن ؟!
  • فال طنز ازدواج پسران مجرد!!! فال طنز ازدواج پسران مجرد!!!
  • ای عزب! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ! ای عزب! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر !
  • میدونید عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی چه بود ؟! میدونید عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی چه بود ؟!
  • ورژن جدید پ ن پ به زبان شیرین آذری ورژن جدید پ ن پ به زبان شیرین آذری
  • خطر برق گرفتگی !! غضنفر رو برق گرفت مُرد !!! خطر برق گرفتگی !! غضنفر رو برق گرفت مُرد !!!
  • یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه... یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه...
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 499
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 30
  • بازدید امروز : 26
  • باردید دیروز : 31
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 517
  • بازدید ماه : 953
  • بازدید سال : 9,740
  • بازدید کلی : 69,235
  • مطالب